جیمی اتنبرگ (Jami Attenberg) در سال ۲۰۲۱ معتقد بود برای تبدیل یک ایده به کتابی چاپشده، باید از دنیای خیالات و سوالات «چه میشود اگر…» فاصله بگیریم و وارد قلمرو نظم و برنامهریزی شویم. این مسیر، ترکیبی است از مطالعه گسترده، داشتن هدفی صریح، تعیین تاریخ شروع و پذیرش این حقیقت که پیشنویس اول احتمالاً افتضاح خواهد بود. موفقیت در اینجا نه در استعداد ذاتی، بلکه در لجاجت برای رسیدن به آخرین صفحه نهفته است.
فاصله بین ایده و چاپ؛ چرا فقط ۸ درصد موفق میشوند؟
بسیاری از ما در مقطعی از زندگی حس میکنیم داستانی در درونمان است که باید روایت شود. اما حقیقت این است که فکر کردن به نوشتن و اجرای واقعی آن، دو دنیای کاملاً متفاوتاند.
نظرسنجی سال ۲۰۲۱ وبسایت ThriftBooks آمار عجیبی را نشان میدهد. بیش از نیمی از شرکتکنندگان فکر میکردند ایده خوبی برای رمان دارند، اما تنها ۱۵ درصد آنها واقعاً قلم به دست گرفتند. تلختر آنکه فقط ۸ درصد توانستند اثرشان را به پایان برسانند.
این اعداد ثابت میکنند مشکل اکثر مردم کمبود ایده نیست، بلکه نبود مسیری برای عبور از خیال به واقعیت است. نوشتن کتاب شبیه دویدن در یک ماراتن است؛ ارادهای پولادین، ساعتها تحقیق و تلاشی بیوقفه میطلبد.
نوشتن کتاب، اقدامی قدرتمند برای تخیل و اثبات خویشتن است. این مسیر سخت و ترسناک است، اما چالشی شخصی است که بسیاری نمیتوانند در برابرش مقاومت کنند.
جیمی اتنبرگ (Jami Attenberg)، نویسنده پرفروش، میگوید برخی ذاتاً نویسندهاند و نوشتن تنها راه ارتباطیشان با جهان است. برای دیگران اما، این مسیر راهی برای تخلیه روانی و رسیدن به آرامش است. هر چه باشد، این میل شدید نشان میدهد کتابها هنوز جایگاهشان را حفظ کردهاند.
توصیههای طلایی برای کسانی که میخواهند قلم به دست بگیرند
برای اینکه جزو آن ۸ درصد موفق باشید، اول از همه باید ابزارهای لازم را فراهم کنید. مطالعه گسترده اولین و حیاتیترین قدم است چون به شما کمک میکند سلیقهتان را بشناسید و با ابزارهای نویسندگی آشنا شوید. اتنبرگ پیشنهاد میکند ابتدا الگوهایتان را شناسایی کنید؛ یعنی بدانید چه ژانری را میپسندید، حجم کتاب چقدر باشد و لحن داستان چگونه باشد. او حتی هر روز کاریاش را با خواندن آثار دیگران شروع میکند تا از گفتگوهای جهانی ادبیات الهام بگیرد.
پیدا کردن دلیل نوشتن هم اهمیت زیادی دارد. کریستوفر مور (Christopher Moore) تأکید میکند که داشتن هدف یا حرفی مشخص، حیاتی است. مدام از خود بپرسید: «من اینجا دقیقاً چه میگویم؟» موضوع لزوماً نباید پیچیده باشد؛ گاهی یک نگاه متفاوت به یک موضوع ساده، کفایت میکند.
ثبت سریع ایدهها با ابزارهای دیجیتال، روند کار را تسهیل میکند. برای مثال، بررسی تفاوتهای سختافزاری در مقایسه iPhone Duo و Xiaomi ۱۸ Fold میتواند به شما کمک کند بفهمید کدام گجت برای یادداشتبرداریهای سریع در محیطهای مختلف مناسبتر است.
از تله آمادهسازی رها شوید و بنویسید
خیلی از نویسندگان در تله «آمادهسازی بیپایان» میافتند و مدام میگویند باید بیشتر بخوانند یا طرح را دقیقتر کنند تا شروع کنند. راه حل کریستوفر مور ساده است: یک تاریخ قطعی تعیین کنید و به خودتان بگویید «از این تاریخ، نوشتن را آغاز میکنم».
حتی اگر در روز اول فقط یک پاراگراف بنویسید، باز هم برنده شدهاید. همچنین کلاسهای نویسندگی را جدی بگیرید. ماریتا گلدن (Marita Golden) میگوید این کلاسها علاوه بر آموزش، فرصتی برای یافتن همسفران است تا در این مسیر دشوار تنها نباشید.
اگر در نیمه راه متوقف شدید، اتنبرگ توصیه میکند نامهای به خودتان بنویسید. انگیزههای اولیهتان را مرور کنید و به یاد بیاورید که تمام کردن این اثر چه معنایی دارد. سپس یک جدول زمانی سختگیرانه تعیین کنید و حتی از نوشتن یک صحنه تصادفی شروع کنید تا دوباره با شخصیتها ارتباط بگیرید.
قانون طلایی: هرگز در ابتدای راه بازنویسی نکنید
یکی از بزرگترین اشتباهات نویسندگان تازهکار، ویرایش همزمان با نوشتن است. این عادت باعث میشود در میانه راه متوقف شوید چون حس میکنید متنتان ضعیف است.
توصیه کریستوفر مور روشن است: «همین حالا بازنویسی نکنید.» به خودتان اجازه دهید تا پیشنویس اول را کامل کنید و فقط بعد از پایان، سراغ ویرایش بروید.
وقتی متنی داشتید که کموبیش شبیه به یک کتاب بود، میتوانید آن را تراشیده و صیقل دهید. مور با صراحت میگوید: «هیچکس نخواهد فهمید که شاهکار شما، در ابتدا افتضاح بود.»
نوشتن کتاب فراتر از یک محصول چاپ شده، سفری برای شناخت خویشتن است. در دنیایی که تمرکز ما به شدت پراکنده شده، توانایی متمرکز ماندن روی یک پروژه بلندمدت و تبدیل تخیل به کلمات، نوعی ورزش ذهنی و اثبات قدرت اراده است که باعث رشد شخصیتی نویسنده میشود.
پاسخ به پرسشهای رایج
اگر ایده دارم اما نمیدانم از کجا شروع کنم، اولین قدم چیست؟
اولین قدم، مطالعه زیاد در ژانری است که میخواهید در آن بنویسید. سپس تاریخی قطعی برای شروع تعیین کنید و بدون ترس از اشتباه، اولین پاراگراف را بنویسید.
آیا باید قبل از شروع نوشتن، تمام جزئیات داستان را بدانم؟
خیر. هرچند تحقیق و طرح کلی کمک میکند، اما نباید در تله آمادهسازی بیپایان بیفتید. گاهی خودِ روند نوشتن است که مسیر بعدی داستان را به شما نشان میدهد.
چگونه با ترس از انتقاد یا ناتمام ماندن کتاب مقابله کنیم؟
بپذیرید که پیشنویس اول لزوماً خوب نیست. در مراحل اولیه روی تمام کردن اثر تمرکز کنید، نه روی کیفیت آن. ویرایش و صیقل دادن متن، مرحلهای است که بعد از اتمام کل پیشنویس اتفاق میافتد.
بهترین راه برای بازگشت به نوشتن بعد از یک وقفه طولانی چیست؟
نامهای به خودتان بنویسید و انگیزههای اولیه را یادآوری کنید. سپس بدون اجبار به ترتیب زمانی، هر صحنهای را که در ذهن دارید بنویسید تا دوباره با جریان داستان ارتباط بگیرید.